مدیریت منطبق با موج سوم و چهارم
تاریخ تحول بشر ، دو انقلاب و موج مدیریتی را سپری کرده است ، و هر موج و انقلاب باعث ایجاد شرایط و ویژگی های خاص اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی شده است ، که متفکر بزرگی چون «تافلر» آنان را در کتاب های شوک در آینده – موج سوم – ثروت انقلابی به تحریر درآورده است که مطالعه هرسه کتاب به مدیران توصیه شده و از الزامات است و علت آن ایجاد تغییر در «نگاه و نگرش خواهد بود.
هر موج و انقلاب مدیریتی ، دارای زمان مشخص و معینی است ، و پاسخگوی مطالبات و دارای هارمونی با نگرش های آن زمانه می باشد ، و انجام سازوکارهای مرتبط مدیریتی باعث پیشرفت و حصول نتایج مطلوب شده است ، و عدم توجه به بکارگیری شرایط مدیریتی با موج ایجاد شده ، یعنی شنا کردن خلاف جهت رودخانه .
انقلاب و موج اول که انقلاب کشاورزی بود ، شرایطی ایجاد کرد که «شکارگری» پایان یافت ، و در موج دوم که انقلاب صنعتی بود توجه به ماشین و فرآیندهای لازمه و استفاده از نیروی کار متخصص از الزامات مدیریتی بود . اکنون که در «موج سوم» هستیم انقلاب الکترونیکی و تکنولوژی رخ داده است و توجه به اهمیت نظم رنگ باخته است ، و اهمیت به بی نظمی و رویدادهای تصادفی و آشوب اهمیت یافته اند
در موج سوم نقش مدیریت نیوتنی ، و توجه به خطی بودن پدیده ها ، و برنامه ریزی قابل پیش بینی در رسیدن به اهداف ، جای خود را به «مدیریت کوانتومی» و نظریه نسبیت داده اند ، از مهمترین شاخصه ها و ویژگی های مدیریتی مورد نیاز در موج سوم عبارتند از
1- علاوه بر سودآفرینی باید در مقابل محیط زیست و مسائل اخلاقی و سیاسی و نژادی و اجتماعی احساس مسولیت نمود.
2- باید در محیط فیزیکی سازمان ها تحول ایجاد کرد .
3- تحلیل اطلاعات و صحت اطلاعات بسیار مهم است .
4- تسریع در تصمیم گیری ها و دوری از 7 عامل که قاتلان تصمیم گیری نامیده می شوند.
5- توجه و داشتن برنامه در «نمادگرایی مدیریتی» .
6- داشتن مهارت متقاعد سازی و اعتماد سازی سازمانی .
7- جایگزینی تفویض اختیار به جای کنترل .
8- شفافیت در عملکرد و ایجاد شبکه مدیریتی به جای سلسله مراتب مدیریتی و ماتریسی شدن سازمان ها .
9-از بین بردن تمرکز مدیریتی و کم اهمیت شدن راس هرم مدیریتی و عدم ایجاد تخصص گرایی .
10- توجه خاص به ایجاد فناوری های اطلاعاتی مدرن .
11- داشتن نگرش سیستمی و کل گرایی و اهمیت دادن و توجه به پرسنل بر اساس نیازهای چند بعدی آنان .
12- اجرایی کردن و افزایش بازخورد و توجه به نقش اقلیت پرسنلی .
13- رئیس واقعی در سازمان ها مشتریان هستند که کالا و خدمات خود را طراحی و سفارش می دهند و تعیین کننده ارائه خدمات خواهند بود .
14- مدیران بدانند بازار نه سرمایه داری است و نه سوسیالیستی بلکه جدایی تولید از مصرف است.
15- انتخاب و رای اکثریت لزوما بهترین انتخاب نخواهد بود.